انسان تنها ، قطره ی گمشده!
شنبه 19 اسفندماه سال 1385 19:54
"خاک را بدرودی کردم و شهر را چرا که او، نه در زمین و شهر و نه در دیاران بود آسمان را بدرود کردم و مهتاب را چرا که او نه عطر ستاره و نه آواز آسمان بود..." نمی دونم کدوم نامرئی دستی یه چیزی مثل اینو تو کدوم لوح نانوشته ای حک کرده! تنهایی. اگر چه همه رو سرگردون و ناامید می کنه اما خیلیها ترجیحش میدن! مثل خود...